azadeh_82 مدیر استارتر عضویت: 1402/06/13 تعداد پست: 2527 عنوان مشاعره☆ 1443 بازدید | 428 پست یوسف گمگشته بازآید به کنعان غم مخورکلبه احزان شود روزی گلستان غم مخورکلمه انتخاب کنین دوستان🌷 1402/10/18 | 22:11 1 نفر لایک کرده اند ... گزارش تاپیک نامناسب
همون_که_خیلی_خوشگله عضویت: 1402/10/06 تعداد پست: 264 رو سر بنه به با لین تنها مرا رها کن ترک من خراب شبگرد مبتلا کن
__پرنسس__ عضویت: 1402/09/02 تعداد پست: 1635 رَواقِ منظرِ چشمِ من آشیانهٔ توستکَرَم نما و فرود آ که خانه خانهٔ توست 《میبوسمت؛تمام جهان مست میشود》
xmimmim عضویت: 1402/09/15 تعداد پست: 3691 کشتی بی مقصدی هستم که در دریای غملنگرم را در میان موج آه انداختم
wolf_night عضویت: 1401/12/01 تعداد پست: 1714 آزاده بیکار میشود کنار گوشیشاید شود روزی یک پیشی باورهایم را با تلاش ساخته ام نه با خیال ......
حسین__gg عضویت: 1402/10/16 تعداد پست: 382 چرا عاقل کند کاری را یوسف گمگشته باز اید به کنعان غم مخور کاربر اقا
azadeh_82 مدیر استارتر عضویت: 1402/06/13 تعداد پست: 2527 رو سر بنه به با لین تنها مرا رها کن ترک من خراب شبگرد مبتلا کن نه بسته ام به کس دل نه بسته کس به من دلچو تخته پاره بر موج رها رها رها من
مهتابشونممن عضویت: 1402/08/11 تعداد پست: 1064 کشتی بی مقصدی هستم که در دریای غم لنگرم را در میان موج آه انداختم مرا هزار امید است و هر هزار تویی💚
همون_که_خیلی_خوشگله عضویت: 1402/10/06 تعداد پست: 264 نه بسته ام به کس دل نه بسته کس به من دل چو تخته پاره بر موج رها رها رها من نازنینا ما به ناز تو جوانی کرده ایم دیگر اکنون با جوانان ناز کن با ما چرا
azadeh_82 مدیر استارتر عضویت: 1402/06/13 تعداد پست: 2527 چرا عاقل کند کاری را یوسف گمگشته باز اید به کنعان غم مخور 😐😐😐
azadeh_82 مدیر استارتر عضویت: 1402/06/13 تعداد پست: 2527 آزاده بیکار میشود کنار گوشی شاید شود روزی یک پیشی 😂😂😂😂 نه سریع کارامو انجام دادم اومدم
مامان1390 عضویت: 1398/07/16 تعداد پست: 7431 اگر دستم رسد بر چرخ گردوناز او پرسم که این چون است و آن چونیکی را میدهی صد ناز و نعمتیکی را نان جو آلوده در خون وقتی به یه نفر که حالش بدتر از خودمه دلداری و امید به فردایی سبز میدم یاد این شعر میوفتم: "خود خزانیم و دم از شوق بهاران میزنیم" ای بابا..
azadeh_82 مدیر استارتر عضویت: 1402/06/13 تعداد پست: 2527 کشتی بی مقصدی هستم که در دریای غم لنگرم را در میان موج آه انداختم آهوان گم شدند در شب دشتآه از آن رفتگان بی برگشت