2777
2789

شوهرم پارسال خطاکردو بهم خیانت کرد با زنی همسن مامانش ک همسایه مادرشوهرم ایناس و زن بدکارس

پسراشم همسن شوهرم خلاصه متوجه ک شدم تامرز طلاق رفتیم وبخاطر پسرم بهش فرصت آخرو دادم

مشاورهم ک رفتیم همش میگفت شوهرت دیونه واردوست داره و بخاطر خلع درونیش همچین خطاهایی میکرد ک خلعشو پرکنه بهش فرصت آخرو بده 

شوهرمم افتاده بود ب غلط کردن منم بخشیدم و پشیمونمم نکرد هرکاری کرد اعتمادکنم بعضی وقتا میره بیرون گوشیشو میزاره خونه

میخوادبره جایی زنگ میزنه خبرمیده

صبح تاغروب سرکاره واصلا اهل رفیق بازی نیست وتنهایی بیرون رفتن نیست فوقش تعطیلش که جمعس میره تنهایی یه نیم ساعت یه قهوه بخوره و میاد دنبالمون باهم میریم بیرون

خلاصه هیچی واسم کم نذاشته و منم زیرنظردارمش از پرینت خطش گرفته تاپرینت از کدملی ک فقط همین شمارهارو داره میگم ک دیگه این مدت موردی ندیدم وخودشم خیلی محبت میکنه و خوبه و واقعا خودمم دوست داشتنشو حس میکنم

خلاصه اینارو گفتم ک بدونید درکناراون خطاش آدم خوبی شد و بهتروبهترم شد 

اما دیشب یهو فکرم رفت سمت ایم زنیکه

تااینکه دیشبم خوابشو دیدم ک جایی دیدمش اما قیافش مشخص نبود و همش بهش میگفتم تو فلانی هستی

اونم میگف اره

از خواب پریدم خیلی حالم بده و باتپش قلب شدید

و همش دلم میخواد ببینمش ک چی من از این زنیکه کم داشتم چپن قیافشو یادم رفته دلم میخواس ببینمش

۲۳ سالمه از خوشکلی هیچی کم نداشتم اما😔

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

چطوری خودمو آروم کنم و از فکراینکه این زن خراب و ببینم بیام بیرون؟؟؟چون همش ب سرم زده ببینمش که اصلا ظاهرش چطوری بود که یه زن ۵۰ ساله

ک اونو ب من ترجیح داد

ولی متاسفانه پدرشوهرم بارکردن و منم دیگه نمیتونم این اشغال و ببینم

خیلی آشوب دارم نمیدونم چطوری آروم کنم خودمو

هرچند زندگیمون الان تو آرامش کامله ولی هریمدت یه شوک اینطوری میشم😔

شوهرت خوب شده اماعزیزم تودرمان نشدی ،زخمی ب روح وغرورزنانه ات خورده که بایدبایه روانکاوکاربلدمعالجه بشه ،ضمیرناخودآگاهت شوهرتونبخشیده هنوز،منم بعدسالها بااینکه شوهرمم مرده اماهنوزم فراموش نکردم وگاهی خیلی فکرش آزارم میده ناخواسته ،کوتاهی کردم درحق خودم ،بایدبرم دکترحتما....تنهایی برودکترب شوهرت نگودوباره ناراحت میشین 

انشاالله بزودی ب آرزوی قشنگت برسی توکل بخدا،خشکه مذهبی  نیستم معجزات توکل رودیدم ویقین دارم خداخیلی مهربوووووونه
شوهرت خوب شده اماعزیزم تودرمان نشدی ،زخمی ب روح وغرورزنانه ات خورده که بایدبایه روانکاوکاربلدمعالجه ...

چقدر از حرفات آرامش میباریدددددد

متاسفانه پیداکردن ی مشاور ک حالتو خوب کنه سخته چون تابرم مهر طلاق ومیزنن ومیگن جداشو

شوهرتون فوت کرده؟

خیلی بد بود اصلا من چند شبه حالم بده و یادک افتاده دوباره

خدا کمکت کنه عزیزم منم این روزا خیلی به این فکر میکنم که درسته دارم به خاطر بچم زندگی میکنم یا ن .میترسم بعدها پشیمون بشم ازاینکه موندنم فقط به خاطر بچم بوده 

چقدر از حرفات آرامش میباریدددددد متاسفانه پیداکردن ی مشاور ک حالتو خوب کنه سخته چون تابرم مهر طلاق ...

میدونم منم نتونستم روانکاوپیداکنم توشهرمون ،بله فوت کرده ،هنوزم شباباهاش حرف میزنم بعدازسالهاازمرگش ، میگم چرامنونابودکردی بابلانسبت هرزه های بی ارزش که فقط ازت پول میخواستن ،دیگه ب هیچ مردی اعتمادندارم وهمیشه تنهازندگی میکنم،بخدامنم هیچی کم نداشتم وکم نمیذاشتم براش ،بعضی ها واقعا ذاتشون پسته وآشغال خورن 

انشاالله بزودی ب آرزوی قشنگت برسی توکل بخدا،خشکه مذهبی  نیستم معجزات توکل رودیدم ویقین دارم خداخیلی مهربوووووونه
خیانت دیدی؟؟

شوهر من همچی رو منکر میشه سال ۹۵ یک اتفاقی افتاد ولی من زود فهمیدم  حالا نمیدونم تا کجا پیش رفته .حال دلم خوب نیست از همون سال به بعد دیابت گرفت ورفته رفته رابطه های جنسی مون کمتر شد  الانم که هیچی  .یعنی مطمعنم اگه قند نمیگرفت خیانت درست درمونم در حقم میکرد ....خدا ازش  نگذره کم خواهراش اذیتم کردن  .من دیگه دوستش ندارم

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز