هیییی_زندگی سابق 😑🌌(✿ ♡‿♡)دوتا کاربریم پرید بخاطر یه آدم بی شخصیت دروغ گو...ایشالا تریلی از روت رد بشه مارمولک ۲ پا.پیدات هم کنم...(رفیقام بهم درخواست دوستی بدین)🥰.فقط یدونه ی از اسم کاربریم کم شد.پروف جدیده قاتی نکنین😁.زیاد کره کره میکنم از بچگی قراره کلیه هامو بفروشم برم کره با دوستام 😂(به دلیل علاقه شخصی مثل تویی که مثلا دوست داری بری آمریکاو ترکیه و..(برا اونایی که چرت میگن)شما هم خواستین بگین اسمتونو بنویسم با هم بریم تا الان ۹۶نفر تو سایت گفتن 😂😁 فیلم و سریال کره ای تو اون یکی شعبه دوم میباشد (هیییی_زندگی_۲)که نی نی یار تعلیقش کرد🤣💔ناشناسhttps://abzarek.ir/service-p/msg/1978864 حالت خوب نیست بهم بگو من شنونده و دراک خوبیم بهت کمک میکنم دوستی نداری و تنهایی بازم من هستم 🙂❤️رفیق پایه برا تگ کردن تو تاپیای باحال و خفن به جون تو😎😂 درخواست دوستی ارمیا رو بدون سوال قبول میکنم😌🥺💜خیلی سریع با همه صمیمی میشم تو فقط سلام کن 😂🥹عاشققق مو فرفریااااا🥺🥰❤️عاشق دعوام ...میبینم که مدرکو از دل زمین پیدا کردین تونستین تعلیقم کنین 🥹💔 همون دختریم که با این سن هنوز از دیوار صاف میره بالا😂✌️ #ولی صدای حامیم🍃تایپ شخصیتیم هم ENTP(。♡‿♡。)دیگه رسیدی به آخر امضام به اندازه کافی توضیح دادم برات بیا موز بردار برو.😂🍌🤍 تو شناسنامم هم همچین اطلاعات ارزشمندی نیست 😂
حامی طبیعت و حیوانات و قلبهای بزرگ 🐱🦊🐰🐼🦄🐶🐥🕊️🦜☘️🌲🍀.تجربه گر مرگ موقت(دنیا آنچه میبینی نیست و مرگ پایان نیست ،آغازی است برای رهایی روحت.خداوند هیچگاه نه تو را فراموش کرده و نه رها کرده به او اعتماد کن ) تو بدنیا آمده ای تا قصه ای را که شروع کرده ای تمام کنی هرچند تلخ هرچند سخت پس قوی باش 💖
من ساکن تهرانم کالسکه شیر ساز و کل چیز های کوچولوم رو از اپ بیبی لایف سفارش دادم. راستش اولش برای خرید اینترنتی سیسمونی یکم حساس بودم، مخصوصاً از بابت اصل بودن جنسها، ولی وقتی سفارشم رسید واقعاً خیالم راحت شد 😊
همه چیز دقیقاً همون چیزی بود که توی سایت دیده بودم، بستهبندی خیلی مرتب بود و ارسال هم سریع انجام شد. از پشتیبانی هم هر سوالی داشتم خیلی خوب راهنماییم کردن.
در کل تجربه خرید خیلی خوبی داشتم و چیزی که بیشتر از همه برام مهم بود این بود که محصولات اصل و اورجینال بودن. حتماً برای خریدهای بعدی هم دوباره از بیبی لایف سفارش میدم 💜👶🏻
حدود ده سال پیش بود زمانی که مادربزرگم تازه به رحمت خدا رفته بود ما دیگه بعد هفتم رفتیم خونه خودمون بعد من تو خواب بودم چون فرداش مدرسه داشتم ۱۳ سالم بود دیدم تویه بیمارستانم با عممو پدرم و مادرم بعد یهو دیدم ته بیمارستان یه نور سفید اومد من خیره شدم به نور بینم چیه یهو دیدم یه زن با چادر سفید نورانی ته بیمارستانه داره میاد سمتم خوب که دقت کردم دیدم مادربزرگم (مامان بابامه) رو به عمم گفتم عمه دیگه نیاز نیست ببین مامانت زندس رو به بابام هم همینو گفتم با مامانم همین گفتم بعد هر سه گفتن ما که کسی رو نمیبینیم بعد یهو مادربزرگم اومد جلوم گفت غیر از تو هیچکس منو نمیبینه بعد تازه یادم افتاد که اینکه جلوه روحه دیدم یهو نشست رو زمین ناراحت گفت به عمت بگو دیگه سر قبرم گریه نکنه من خیلی ناراحت میشم بعد من بهش گفتم من ازت میترسم فقط ۱۳ سالمه نیا تو خوابم گفت باشه فردا شب میرم تو خواب دختر عمت و خداشاهده چند روز بعد دختر عمم زنگ زد گفت اومده تو خوابم
مادربزرگم تازه فوت کرده بود چند روز بعدش دیدم اومد پیشم گفت بیا بریم یجایی . سوار اتوبوس شدیم سبز بود روش نوشته بود اتوبوس مادران پر از پیرزن فقط من بچه بودم . بعدش رفتیم یجا واییی همش اتیش و زنایی که دار زده بودن منم میپرسیدم اینا کین مادربزرگم میگفت اینا کسایی هستن که موهاشون بیرون بوده و فلان بعد هی داشتیم راه میرفتیم گفتم توهم اینجایی گفت نه فقط تورو اوردم نشون بدم . بعدشم با همون اتوبوس رسوندنم خونه و پیاده شدم و اون رفت . ولی واقعا وحشتناک بود