2777
2789
دست از طلب ندارم تا کام من برآید  یا تن رسد به جانان یا جان ز تن برآید

دل که از ناوک مژگان تو در خون می گشت

باز مشتاق کمانخانه ی ابروی تو بود 

آدما به اندازه ی سختی هایی که کشیدن ، سخت میشن!!

خواهرزاده‌م امسال تیزهوشان قبول شد 😍🥳

امسال کلاس‌های تام‌لند رو می‌رفت و من هر بار می‌رفتم خونه خواهرم، می‌دیدم اونم یه گوشه نشسته داره با بچه کلاس می‌بینه 😂

البته فکر کنم خواهرم از خودِ خواهرزاده‌م بیشتر طرفدار استاد طاری شده! انقدر هم از استادا برام تعریف می‌کردن که آخرش منم اسم چندتاشون رو حفظ شدم 😅

دل که از ناوک مژگان تو در خون می گشت باز مشتاق کمانخانه ی ابروی تو بود 

دل و دین و عقل و هوشم همه را به آب دادی

ز کدام باده ساقی به من خراب دادی

گر از بسیط زمین عقل منعدم گردد به خود گمان مبرد هیچ کس که نادانم. یعنی سر جدت اول یه کم فکر کن بعد حرف بزن و خودتم از همه داناتر و عاقلتر ندون

دوش ملایک در میخانه زدند... هوش

اول و وسط و آخر شعرو باید خودمون حدس بزنیم؟😂😂

گر از بسیط زمین عقل منعدم گردد به خود گمان مبرد هیچ کس که نادانم. یعنی سر جدت اول یه کم فکر کن بعد حرف بزن و خودتم از همه داناتر و عاقلتر ندون

یادم نمیاد ولی میدونم اخرش هوشه😂😂😂😂😂😂

دوش دیدم که ملائک در میخانه زدند

کچلی را بگرفتند فر ششماهه زدند، ببخشین، گل آدم بسرشتند و به پیمانه زدند

باهوشا، پیدا کنید هوش را😂 

گر از بسیط زمین عقل منعدم گردد به خود گمان مبرد هیچ کس که نادانم. یعنی سر جدت اول یه کم فکر کن بعد حرف بزن و خودتم از همه داناتر و عاقلتر ندون

دل و دین و عقل و هوشم همه را به آب دادی ز کدام باده ساقی به من خراب دادی

یارب این نوگل خندان که سپردی به منش

می سپارم به تو از,دست حسود چمنش

آدما به اندازه ی سختی هایی که کشیدن ، سخت میشن!!
یارب این نوگل خندان که سپردی به منش می سپارم به تو از,دست حسود چمنش

شرف مرد به جود است و کرامت به سجود

هر که این هر دو ندارد عدمش به ز وجود 

گر از بسیط زمین عقل منعدم گردد به خود گمان مبرد هیچ کس که نادانم. یعنی سر جدت اول یه کم فکر کن بعد حرف بزن و خودتم از همه داناتر و عاقلتر ندون

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2843
2834
2835
2108