چند وقت پیش یه درگیری درست شد که اقایی منوتو خیابون زد و من شکایت کردم ازش بعد این اقا رفت رو پرونده من پرونده گذاشت که من زدم پاشو شکوندم تو دادگاه من شاهد بردم و اونم برادرش و خواهرشو شاهد اورد من تمام مدارکم کامل بود و اون اقا فقط یه نامه پزشکی قانونی داشت که خب میتونست همون روز خودش پاشو یکاری کنه چون من اصلا ن زورم میرسید نه حتی دستم بهش خورد جالبه قاضی اون رو تبرئه کرد و من باید دیه بدم یه پول ناحق خواهشم از شما اینه فقط از خدا بخواین برام که خدا خودش جواب این ظلمو بده هم اون قاضی هم اون مرد تقاص این ظلم رو پس بدن چطور میتونن پول حروم رو بخورن یعنی خدا میبینه
مردیکه روانی گوه خورد بی خانواده بی همه چیز آشغال. حالا قضیه چی بود؟
تو خیابون کلامی درگیر شدم باهاش سر توهینش یدفه حمله کرد منو محکم کوبید زمین تمام دستام زخم بود پلیس اومد تا کلانتری اومد سالم بعدش نمیدونمخدا میدونه که خودش این کارو کرد که محکوم نشه
خدالعنت کنه ایناکه صاحب منصبن و بی عدالتی میکنن ..اون قاضی صددرصد به محرز بودن دوروغ اون آقا واقف بوده ..وهربچه کوچیکی میفهمه ..اخه چطور ممکنه یه خانوم زورش برسه پای یه آقا روبشکونه (البته طبق گفته های خودتون)ولی واقعاعجیبه که هرجوردلشون میخاد حکم صادرمیکنن ..منم چون موردی مشابه شمارو یکی ازاشناهامون درگیرش شدن واقعا باورمه
خوشبحال مردها دلشان که بگیرد سیگار میکشند..هرزمانی هم که باشد بدون ترس ودلهره،به دل خیابان میزنند،حتی اگرشد وسایل دم دستشان رامیشکنند،اما ما زن ها چه؟؟؟نه خیابان برای دلتنگی هایمان امن است،نه سیگار با طبع لطیفمان سازگار...نه دل شکستن ظرف ها راداریم...مازن ها که دلمان میگیرد...زورمان به موهایمان میرسد...به ناخن هایمان میرسد...به بغضمان میرسد...ما زن ها درمواقع دلتنگی خیلی قوی که باشیم نهایت درگوشه ای مچاله میشویم وبی صدا میمیریم..