2789
عنوان

دانشگاه

87 بازدید | 12 پست

قبلا میگفتم شهر دور میخوام برم دانشگاه 

الان میبینم من تحمل یک نفر دیگه تو اتاقم ندارم میرفتم خوابگاه دق میکردم غذا بلد نیستم درست کنم تو خونه ظرف نمیشورم متنفرم اونجا مجبور بودم دق میکردم

لباسم ک اونجا لباسشویی نیست 

خدارو شکر شهر خودمم اصلا مال خوابگاه نیستم

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

منم همینو میگفتم

میگفتم کاش فقط قبول شم از اینجا برم🤣

و شد آنچه نباید میشد

نه بابت هم اتاقیام چون خیلی دوسشون داشتم ولی کلا راه دور و حریم خصوصی نداشتنه و خیلی مسائل دیگه اذیتم میکرد

الانم همیشه با خودم میگم با اینکه بچه‌هارا خیلی دوس داشتم ولی اصلا دلم نمیخاد دوباره برگردم به زندگی خوابگاهی

رَبِّ اِنِّی لِما اَنزَلتَ اِلَیَّ مِن خَیرِِ فَقیر                                        پروردگارا من به هرخیری که سویم بفرستی سخت نیازمندم;)
منم همینو میگفتم میگفتم کاش فقط قبول شم از اینجا برم🤣 و شد آنچه نباید میشد نه بابت هم اتاقیام چو ...

من تک بچه بودم خب یه محیط خلوت بودم میرفتم شلوغ بود منم عادت نداشتم قشنگ روانی میشم خدارو شکر نشد

من تک بچه بودم خب یه محیط خلوت بودم میرفتم شلوغ بود منم عادت نداشتم قشنگ روانی میشم خدارو شکر نشد

منم با اینکه تک بچه نیسم ولی خب به جمع کلا عادت ندارم

رَبِّ اِنِّی لِما اَنزَلتَ اِلَیَّ مِن خَیرِِ فَقیر                                        پروردگارا من به هرخیری که سویم بفرستی سخت نیازمندم;)
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز