بعداون روز هم چندبار مچشوگرفتم حتی توبرنامه دیوار جتی بادوست دخترقدیمیش هم برگشته بود دیگ حالم خوب نشد هرکاری کردم ورزش کتاب سرگرمی نمیتونم حالم فکرم بده حتی میاد سمتم حالم بدمیشه هیچی بهش نمیگم ب زور دارم روزامومیگذرونم ازدواج دومم هست سختمه حدابشم بازبابچه
ولی مطمعنم این ادم بیخیال اینکارانمیشه جدیدا حتی سمتم نمیاد س ک س هم نمیکنیم فقط واسه اینکه چیزی بش نگفتم دوتاقربون صدقه میره کل روزهم سرکاره نمیدونم بایدچکارکنم حتی حوصله بچه داریم ندارم حس میکنم ازشوهرم زده شدم