شوهرم قبلا خیلی بلا سرم اورده اونقدری که بایکیش خیلیا طلاق میگرفتن نمیگم من خوب بودمو فلان بحث اون نیست الان شوهرم خیلی خوبه ولی اصلا به چشمم تمیاد خوبیاش خیلی دلشو میشکنم دوس دارم فقط تنها بمونم خیلی ببخشید اینومیگم ولی دلم رابطع میخوادا ولی وقتی بهش فکر میکنم یا میخواد اتفاق بیفته خیلی سرد میشم اونقدری که اعصابمم بهم مبخوره شوهرم هیچی نمیگه ولی میدونم اذیت میشه توروخدا تورو جون بچتون یه کمکی بهم بکنید مشاورم نمیتونم برم موقعیت و پولشم ندارم حداقل الان چیکار کنم کنار بیام مغزم خیلی درگیره میخوام درست بشم نمیتونم