2777
2789
عنوان

زنداییم😒😒🤒

298 بازدید | 19 پست

مادیروز ناهارمامان بزرگم دعوت بودیم داییم اینا هم دعوت بودن بعد من بیرون بودم کارداشتم کارم تموم شد به داییم زنگ زدم میشه بیام خونتون ظهر رفتنی باهم بریم گفت باشه بیا منم رفتم ساعت ۱بود ۲رفیتیم خونه مامان بزرگ .خلاصه اون یک ساعتی که من اونجا بودم زنداییم انگار اصلا من نمیدید مشغول کارای خودش بود حتی یه تعارف نکرد چایی میخوری یانه خلاصه من ۱ساعت رومبل کز کردم نشستم یه چایی تلخ هم نیاورد حالا بنطرشما اشتباه ازمن بود رفتم خونش یا اون به من بی احترامی کرد؟

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

 رندایی تون خیلی بی ادب هست بچه های خواهر شوهرم با اینکه ۵-۶ سال داشتند و هر موقع خونه ی من می اومدند براشون میوه ای یا هر خوراکی که تو خونه داشتم براشون میبردم باهاشون در مورد دوستاشون بازی‌هاشون و … حرف میزدم الانم بزرگ‌تر شدند کم میان ولی خوب بازم دوستشون دارم و احترام میزارم

شماباید به زنداییت زنگ میزدی نه داییت به خانوم خونه برمیخوره خب

من کسی اینطور زنگ بزنه ناراحت می شم 

چون مجبور می شم قبول کنم ولی شاید برنامه ریزی دیگه ای دارم

البته اگر کسی بیاد بی محلش نمی کنم

ولی شاید زن دایی خواسته برای دفعه های بعد پیشگیری کنه 

 شاید خونه اش مرتب نبوده بخاطر تو به جای اینکه قبل مهمونی به خودش بره مثل چی نشسته خونه اش جمع ...

نه کار خونه نمیکرد یکم باموبایلش ور رفت یکمم بامادرش تلفنی حرف زد بعد حاصر شد ولی من بالای ۶ماه خونش نرفته بودم .حتی فکرشم نمیکردم اینقدر کارم زشت باشه .

واقعا ؟تا حالا به اینجاش فکر نکرده بودم یعنی کارمن اشتباه بودپس

بله عزیزم شایدبهش برخورده که بمن زنگ نمیزنه شایدکارداشته باشم اصلا هماهنگی برای خونه کسی رفتن با خانوم خونست

از قوى‌ترين بهونت، قوى‌تر باش ᥫ᭡
من کسی اینطور زنگ بزنه ناراحت می شم  چون مجبور می شم قبول کنم ولی شاید برنامه ریزی دیگه ای دار ...

اره این احتمالم هست چون‌وقتی ادم میخادبره مهمونی دوسنداره قبلش مهمون بیادخونش

از قوى‌ترين بهونت، قوى‌تر باش ᥫ᭡
چرا رفتی خونشون خودت تنها میرفتی خونه مامان بزرگت 

آخه خونه مامان بزرگم دور بود براهمین.ولی خب دیدم خواهر زاده وبرادر زاده های شوهرم چه راحتن باشوهرم زنگ میزنن ومیان ومنم دوسشون دارم .ولی هیچوقت فکرنمیکردم کارم زشت باشه.پس دیگه ازاین کارها نمیکنم

آخه خونه مامان بزرگم دور بود براهمین.ولی خب دیدم خواهر زاده وبرادر زاده های شوهرم چه راحتن باشوهرم ز ...

عزیزم رفتنت مشکلی نبوده برخورد بد از زن داییت بوده .آدما همه مثل هم مهربون نیستن

عاشق خودت ، سرگرم احوال خودت باش . 
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز