خیلی چیزا
افسردگی شدید خودم.
پرخاشگری خودم.
بی توجهی همسرم و دامن زدن به تنها گذاشتن من تو زندگی.
نه ساله با هم زندگی می کنیم.
ولی تو این نه سال هفته ای حداقل سه بار تنها می ره خونه مادرش. این موضوع خیلی خیلی منو ناراحت می کنه. ولی براش مهم نیست.
نه مسافرتی. نه تفریحی. نه حتی صحبت دلسوزانه ای.
پنج شنبه ها به هر بهانه ای با بچه ام از صبح تا شب خونه مادر شوهرم هستن.
من خودمم خسته ام
نمی خوام بهش بیشتر از این آسیب بزنم.
می دونم خودم افسرده ام و واقعا ذهنم نمی رسه چه کاری کنم.
به نظرم اونو که نمی تونم تغییر بدم. حداقل خودمو نجات بدم و تنها زندگی کنم.