شما جای من بودین بزای خواهرتون چیکار میکردین انقدر گریه کردم جشمام باز نمیشه
درمانده ترینم نمیدونم دیدین تاپیک های قبلیمو یا نه ولی در کل بگممه یه ماهه درگیرم چقدر دکتر و روانشناس بردم خواهرمو خواهرم ۲۲ سالشه معلول جسمی حرکتی نمیتونه راه بره خدا خودش شاهد هست که من چجوری نگهش میدارم ما دوقلو هستیم با خانواده پدری زندگی میکنیم دانشجو روانشناسیه خواهرم تحصیل کردست چیزی کم نداره اما گیر داده که من بازد ازدواج کنم من میخوام ازدواج کنم اصلا کوتاه نمیاد میگه بکیو پیدا کنین من ازدواج کنم میشنوه من خواستگار دارم میگه منم خواستگار دارم به من نمیگین یا من ازدواج میکنم یا خودمو میکشم تا الان ۳ تا روانشناس روانپزشک متخصص مغز و اعصاب بردمش انقدر عاقلانه با اونا حرف میزنه میاد خونه شروع میکنه به پرخاشگری که من میخوام ازدواج کنم
من که خواهرشم برعکسم اصلا تو حس و حال ازدواج نیستم با هیچ پسری حرف نمیزنم دیوونه شدم این چرا اتینجوریه
یه هفتست هیچی نمیخوره میگه نیخوام کارای خودمو خودم انجام بدم شما ببینین من میتونم زندگیمو اداره کنم تا اجازه بدین من ازدواج کنم
رفتم آسایشگاه و بهزیستی گفتن ما موردی معرفی نمیکنیم برای ازدواج
یکی بگه من چیکار کنم
برای هفته بعد از یه روانپزشک معروف دیگه وقت گرفتم😭