2777
2789
عنوان

یکم درددل

47 بازدید | 1 پست

گاهی وقت ها به خواهرم حسودیم میشه سنش بالاست ۴۵ سال زن یه مردی شده که یه بچه هم داره و زنش بهش خیانت کرده بود  جالب اینجاست که ما فکر میکردیم عروسی نمیگیرن..جهاز نبرد پولش رو دادن  بهش اونم پس انداز کرد از اونور شوهرش هر چی میخواد براش میخره..یادمه تو مراسم ما سر هر خریدن یه دعوایی داشتیم..کفش عروسی؟!!!! نه ما رسم نداریم ..جهزیه ات باید کامل باشه..آخرشم پشتت کلی حرف درآوردن این چه جهازیه(از سرشون هم زیادی بود) بعد ده سال دودل شدم به ادامه زندگی..نه بخاطر این حسادت بخاطر بی مسئولیتی و خساست و دهن بینیش..مدام منتظره ببینِ دیگران چی میگن ..دوستم میگه.. مادرم میگه این ماشین بهت نمیاد عوضش کن بهش میگم نداریم تو فشار میافتیم درمان بچه ها عقب میافته ..نه من میتونم..خلاصه تو دو ماه به زور ۲۰۰ تومن جور کرد و گرفت(این فقط یه موردشِ) ما میخواستیم نداشت که..  سر اینکه ماهی ۳ ۴ تومن پول مهد میده یا دو دست لباس میخری برا خودت صداش درمیاد..خیلییی خیلیییی بی میل شدم بهش..حتی گاهی وقتها میگم این نبود بچه ها رو بهتر تربیت میکردم والله جز اعصاب خوردی و سواستفاده چیزی برای من نداشت..فقط زمان و جوانیم داره کنارش هدر میره..

خدایا کمکم کن تا درهایی که به سویم میگشایی ندانسته نبندم و درهایی که به رویم میبندی به اصرار نگشایم. . .خدایا رهایم نکن💔
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2834
2835
2108