2777
2789
عنوان

از زندگی خستم

79 بازدید | 3 پست

حالم از این زندگی بهم میخوره، چرا من چرا مم باید تو این زندگی باشم مگه یه آدم چقدر کشش داره خستم از این زندگی از این که هر روز دارم زجر میکشم زار میزنم صدای فریادمو تو خودم خفه میکنم هر روز من پر از اشک و آهه و نکته زجر آوردنش اینکه از نظر بقیه مشکلات من مسخرس و هیچ اهمیتی نداره ، بهم میگن خوشی زده زیر دلت بهم میگن مقصر تویی ادم بده تویی همیشه همینه تا بوده همین بوده من یه آدم منزجر تنها پر از درد و اشک و آه بودم و همه معتقد بودن حق ناراحت بودن ندارم، من مگه از این زندگی چی میخوام تا کی خودمو شاد نشون بدم تا کی سعی کنم همه رو از خودم راضی نگهدارم تا کی باید این زجر و این جسم بدون روح رو تحمل کنم، مگه زنده بودن فقط به نفس کشیدنه بابا به خدا من مردم به خدا من خیلی وقته مردم چرا هیچکس به فکر من نیست چرا همه از من متنفرن چرا زندگی من اینه من این زندگی نمیخوام من حتی نمیخوام یه ثانیه دیگ نفس بکشم من حالم خوب نیس خدایا من حالم خوب نیست من حالم بده چرا هیچکی نمیفهمه من دارم هر شب زار میزنم من دارم هرشب اشک میریزم من دارم هرشب مثل یه آدم لال جیغ میرنم موهامو میکشم خودمو میزنم ولی درد من کم نمیشه درد من داره هر روز بیشتر میشه من توان ادامه ندارم دیگ توانشو ندارم تا الا هربار فکرم این بود اگ چیزیم بشه مامانم چی با این فکر به این درد کشیدن ادامه دادم یک هفته منو ندید تمام مدت تو اتاق بودم یکبار بهم سر نزد وقتیم من رفتم باهاش آشتی کنم گفت قهر بودنمون به نفع جفتمونه😂 مادر من بهم گفت درستو بخون از این خونه برو بعدم شوهر کن برو دیگ برنگرد اینجا🙂 

چرا اینقدر منتظرت بزارم مادر جان همین امروز میرم جوری میرم که هیچوقت نبودم من همون ادمیم که اومدن و رفتنم فرقی به خال کسی نمیکرد من همونیم که با اومدنم همه ناراحت شدن و با رفتنم همه خوشحال شدن

زندگی منم همین بوده دیگ هیچ سربالایی و خوشی توش نبود مثل یه خط صف در پایین ترین جای ممکن توی ته ته ته دره های زجر چ بدبختی

اگر چیزی قرار باشه این وسط بخشیده نشه اون خداست که اون بالا نشسته و داره زجر کشیدن آدمارو نگاه میکنه و هیچ کاری برا کسی نمیکنه چه بسا از درد و زجر آدماست که تغذیه کرده تبدیل شده به خدا

حالم از تک تک ثانیه هایی که تو این زندگی بودم بهم میخوره

بیشتر از هر چیزی حالم از مامانم بهم میخوره


درد میده درمونم میده .منم حال تورو داشتم ولی تو تاریکترین نقطه به دادم رسید.شرمندم کرد از حرفایی که بهش زده بود خیلی بدتر از تو بهش گفتم .آخ خدایا منو ببخش که نفهمیدم موقعشو تو می‌دونستی نه من .چند بار نجاتم داده دیگه ولش نمیکنم

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2834
2835
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز