ببین من برای به اولم هرچی نازایی داشتم به کنار بدبختیام تا خدا یه بچه بهم داد
سر دومی که الان باردارم تاپیکامو ببین تقریبا مال دوماه پیش
دیگه رها کردم گفتم هرچی شد هروقت شد من دیگه عمرمو اعصابمو توانمو تو این راه نمیذارم رها میکنم هروقت خدا خواست
شوهرم ترسیده بود چون واقعا دخترم تنهاست و گناه داره
دیگه دقیقه همون ماهی که اصلا به بادارب فکر نکردم باردار شدم
چه خبره نفهمیدیم جوونیمون چی شد
هربار نزدیکی فقط به این فکر کنه ادم که الام باردار شدم نشدم گامو بالا بگیرم چی بخورم چی نخورم دارو ضرر نداشته باشه و...
تقریبا 20 روز زندگی نرمال داشتم! بدون فکر به بارداری
الصا از موعدم چند روز گذشته بود برام مهم نبود گقتم بالاخره پریود خددش میاد دیگه
دیدم نیومد و پادرد دارم یه بیبی چک بدون اطلاع شوهرم گذاشتم ددیم مثبته
هنوز قاطی رخت چرکا گذاشتم هربار میرم سر میزنم اخه بیبی چک مثبت غیر از سر دخترم تو این چند سال ندیده بودم!!!