این روزا استرسم زیاد فکرکنم اولین فردی باشم ک روزی چندبارتاپیک میزارم قراره همسرم منوببره بیرون واسه روز زن وبهم گفت بریم جایی هم تفریح هم ب مناسبت روز زن کیک بگیریم شبم بمونیم، بابام وداداشم چندشب پیش تهدیدم کردن بیاد سراغت ابروشومیبریم من موندم الان عقدم چکارکنم همسرمم ادم بشدت لجبازی کسی باهاش کل بندازه کوتاه نمیادمیترسم بحث درست بشه چکارکنم؟؟؟؟
کاش خانواده خوبی بودن دلم نمیسوخت فقط خودم میدونم چی ب سرم اوردن، اگرخوب بودن مراسم عقدم اونطوری نمیشد، بله برون اونطوری نمیشد یبار دعوتشون نکردن ابروبرام نزاشتن دیشبم بابام گفت چرا رفتی دست گذاشتی روحلقه۹تومنی ولی من ارزونترین روبرداشتم