2777
2789
عنوان

خیلی دلم شکست😭

751 بازدید | 80 پست

امروز صب با یه روحیه عالی و پرانرژی بیدارشدم سه جلسه مونده تا پرتودرمانیم تموم شه برگردم شهرمون پیش خونوادم، گفتم یکم موهاموبندازم بیرون همه با ترحم نگام نکنن بذار ببینن چ موهای خوشگلی دارم ،با ذوق موهامو انداختم بیرون یه شال رو ب عقب بستم ک مث هد باشه رو سرم یه شالم روش پوشیدم فقط ی ذره از موهام رو پیشونیم بود

از مرکز اومدم بیرون یه خانم مسن چادری از کنارم رد شد اینقددد بد نگام کرد اهمیت ندادم یهو پرید ب من ک این چیههه موهات چقد زشته مث پسرا کوتاش کردی ،داشتم خفه میشدم بغض خفه م کرد😭

خواهرزاده‌م امسال تیزهوشان قبول شد 😍🥳

امسال کلاس‌های تام‌لند رو می‌رفت و من هر بار می‌رفتم خونه خواهرم، می‌دیدم اونم یه گوشه نشسته داره با بچه کلاس می‌بینه 😂

البته فکر کنم خواهرم از خودِ خواهرزاده‌م بیشتر طرفدار استاد طاری شده! انقدر هم از استادا برام تعریف می‌کردن که آخرش منم اسم چندتاشون رو حفظ شدم 😅

خیلی غلط کرد. همچین ادمایی تو کار همه دخالت میکنن ولش کن

نمیدونی صب با چ انگیزه ای رفتم خودمو تو اینه نگا میکردم ذوق میکردم این موها رو ۸ ماهه از عالمو ادم پنهون کردم یه روز اومدم خوشحال باشم اخه چراااا😭

میزدی تو دهنش بی همه چیزو ادم هزار تا دردو مشکل داره بعد یکیم میاد این وسط یه چیزی میگه 

دیگه وقت غیر فعال کردن مکانیسم ماشه و فعال کردن مکانیسم خشخاش تریاک و شیره و چایی شیرین هست🤍🪐

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2843
2834
2835
پربازدیدترین تاپیک های امروز
2108