از خونه ای که داریم از شغل بابام از اخلاق و رفتارای بابام از خواهری که منو عین دشمنش میدونه و همش حرصم میده تا بیماری بگیرم از اینکه بابام پول داره ولی زندگیمون شبیه زندگی شکیب تو سریال آوای باران هست
همون قدر مثل گدا ها زندگی میکنیم
خدا رو شکر میکنم که پدر و مادرم سالم و زنده هستن و ایشالا که عمرشون طولانی باشه اما واقعا تو خونمون آرامش روحی و روانی ندارم
همش تو خونمون دعوا و صدای جیغ و فریاده
مخصوصا مامانم
از اینکه به خاطر شرایط خانوادم خواستگاری ندارم اگه هم داشته باشم اونایین که خانوادم رو نمی شناسن یا اصلا به درد زندگی نمیخورن
هیچ وقت روم نمیشه خواستگار راه بدم تو خونمون
از این میسوزم که نمیتونم ازدواج خوبی هم در آینده داشته باشم
همیشه حسرت به دل قراره بمونم
آخه کی میاد دختری با این شرایط رو بگیره
میشه برام دعا کنید خدا معجزه کنه برام ؟ اونی که تو دلمه رو بهش برسم ؟ 😔