داشت میگفت فامیلای شما هیچ پخی نیستن فقط هارت وپورتن
درصورتی که فامیلای من لولشون خیلی بالاتر از ایناس
منم باصدای بلند گفتم نه توخوبی که حتی تالار عروسیتم بابات انتخاب کرد پولشم خودت دادی
بلند شدحمله کرد بهم پتو روکشید روسرم داشتم خفه میشدم جیغ زدم گرفت سرمو کوبید روکاشی بعدم چند تاسیلی زد توصورتم میخواستم برم خونه بابام درو قفل کرده نمیزاره بخدا دیگه خسته شدم میخوام خودمو بکشم