امروز رفتم آیودی گذاشتم برگشتنی یک پسره دنبالم میکرد بلاخره نزدیک شد بهم گفت شمارتو بده عزیزم اصلا باهاش حرف نزدم گفت باهم میریم کافه خرید نزدیک شد میخواست بهم دست بزنه بلند داد زدم برو گم شو بهت میگم برو گم شو کثافت سریع رفت چه زمونه ای میگم خدایا نکنه آشنایی چیزی دیده باشه چجوری به خودشون اجازه میدن مزاحم یکی بشن 😭😭
از خانه قدم به دنیای بیرون بگذارید در حالی که زنانگی تان پشت در جامانده است، تا انسانی در جمع حضور یافته باشد و اندیشه و گفتار و رفتار او مورد توجه و احترام قرار بگیرد نه جلوههای زیبای جسم و زنانگیاش.(امام موسی صدر)
منم همین دو ماه پیش یه پسری جلوی پام با ماشین استوپ کرد یه کاغذ که توش شمارش نوشته بود برام پرت کرد من که حتی نگاهم نکردم و رد شدم ولی خیلی ترسیدم. استرس گرفتم