2777
2789
عنوان

جچطور از فکرش برم بیرون؟

27 بازدید | 0 پست

یکی از دوستام بهم میگفت بهترین دوستمی، حتی اوایل میگفت هیچ دوستی غیر از تو ندارم، باهام درددل میکرد تمام جیک و پوک زندگیشو بهم گفت  و ناراحتیاشو میگفت و منم آرومش میکردم منم همینطور همه چی بهش گفتم، اونم به درددلام گوش میکرد و خیلی وقتا آرومم میکرد خیلی وقتا کاری داشت میگفت واسش انجام بدم و منم همه رو انجام میدادم،بار ها و بار ها میخواست کارایی واسش انجام بدم که سخت هم بود برام واقعا اما انجام میدادم بخاطرش،اما با همه بیرون و خوش گذرونی میرفت غیر از من، ازون طرف کارایی میکرد که انگار صمیمی هستیم و مهمم براش از طرف دیگه هیچوقت با من بیرون نمیوند درحالی که با همه میرفت تهش چند بار بهش گفتم با من نمیایی بهم گفت نمیشه و نمیخوام تو چیزی فراتر از خواسته ی من میخوای، من با دوستای دیگم هر شب میرم بیرون با تو نمیتونم بیام اصن فکر کن ایران نیستم و ولم کن و...... گفتم من الان تازه مادر بزرگم فوت شده به بودنت نیاز دارم گفت من مسئول مرگ مادر بزرگت نیستم، من نه میتونم درکت کنم نه چیزی،خب اون که نمیخواست چرا کاری کرد که من فکر کنم دوستیم؟چرا بهم میگفت برام مثل خواهری؟چرا انقدر اذیتم کرد؟

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز