به هر کی اعتماد میکنم یا درددل میکنم بعدا نیش میزنه عین مار!!!!
زن و بچش ولش کردن رفتن چون مریضه و از کار افتاده شده
اینم به من پناه آورده بود و همش با من درددل میکرد
خیلی زن و بچشو دوست داشت و بخاطر همینم خیلییییی در عذاب بود
یه روز بهش گفتم که چی به من گذشته و گفتم شوهرم بیمار شدید روانیه و از من مخفی کردن و چه بلاهایی سرم آوردن ؛ فقط برای اینکه بفهمه تنها نیست و حسرت ظاهر زندگیه کسیو نخوره
امروز به من میگه دخترت به لحاظ ظاهر و قد و هیکل به تو رفته ولی به لحاظ روحی و اخلاقی به پدرش!!!!
یعنی انقددددد بهم برخورد !!!!!
گفتم نه دخترم از همه لحاظ شبیه خودمه و داشتم توضیح میدادم که گفت پشت خط دارم و حرفمو چپوند تو دهنم
لعنتی ......