راجب پسری که عاشقشم گرفتم خدا شاهده هرچیگفت دقییییق بود
بهم گفت هفته پیش یاهم دیدار داشتید (شب یلدا دیذیم هم و باهم حرف زدیم)
گفت راجب حسش به شما تردید داره ولی نمیتونه دل بکنه (بعضی وقتا خیلی تحویلم میگیره بعضی وقتا نه )
حتی نذرمم گفٺ!!!گفت یه چیزی نذر ڪردی و نذرتو ادا کردی و این باعث برآورده شدن سریعتر اونه(شب شهادت حضرت فاطمه شکلات نذر کردم وپخش کردم )گفت از خوشیات برای اطرافیانت نگو اونا به تو حسادت میکنن و این حسادت باعث جدایی و انرژی منفی برای سیدن به مقصودت میشه (دقیقاوقتی یه چیزی راجب عشقم رو با ذوق برای اطرافیان و دوستام میگن ورق برمیگرده و بینمون دلخوری پیش میاد یا سرد میشه )