2777
2789
عنوان

جادو شدم وایی

77 بازدید | 4 پست

يك نفر در زمستان وارد دهی شد و توی برف دنبال منزلی می گشت ولی غريب بود و مردم هم غريبه توی خانه‌هاشان راه نمیدادند .


همين‌جور كه توی كوچه‌‌های روستا می گشت ديد مردم به يك خانه زياد رفت و آمد می كنند . از کسی پرسيد ، اينجا چه خبره ؟


گفت زنی درد زايمان دارد و سه روزه پيچ و تاب ميخوره و تقلا ميكنه ولی نمیزاد . ما دنبال دعا نويس


می گرديم از بخت بد دعانويس هم گير نمياريم .


مرد تا اين حرف را شنيد گفت : بابا دعانويس را خدا براتون رسونده ، من بلدم، هزار جور دعا ميدونم .


فورا مرد مسافر را با عزت فراوان وارد كردند و خرش را به طويله بردند ، خودش را هم زير كرسی نشاندند ، بعد قلم و كاغذ آوردند تا دعا بنويسد . مرد روی کاغد چیزهایی نوشت و به آنها گفت :


اين كاغذ را در آب بشوريد و آب آنرا بدهید زائو بخورد . از قضا تا آب دعا را به زائو دادند زائيد و بچه صحيح و سالم به دنيا آمد .


از طرفی کلی پول و غذا به او دادند و بعد از چند روز که هوا خوب شد راهیش کردند .




بعد از رفتنش یکی از دهاتی ها کاغذ دعا را که کناری گذاشته بودند برداشت و خواند دید نوشته :




"خودم بجا ، خرم بجا ، ميخوای بزا ، ميخوای نزا

  

🤣

در تاریخ 1404/01/23 بی بی چکم واضح مثبت شد خدایا برای تو دلیم ممنونم🥹 ی صلوات برای سلامتی تو دلیم میفرستید🥹🩵 تو دلی من ۱۴۰۴/۰۹/۱۹ دنیا اومد خدایا شکرت🥹😘 آرامش یعنی نگاه به گذشته و شکر خــدا ، نگاه به آینده و اعتماد به خــدا ️🪐🌱🪐

😂


مهربانی زبانی است که هم ناشنوا میتواند بشنود هم نابینا می‌تواند  ببیند‌........آقایون محترم ،لطفا درخواست دوستی ندید قبول نمیکنم   ،،،، این کاربری دست سه نفره

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

در ایران وبا آمده بود 

روزی مردی با جنازه پسرش گریه کنان  پیش امیر کبیر آمد وگفت پسرم مرد امیر کبیر گفت من مگه آبله کوب نیاورده بودم مگر واکسن نبود  آن مرد گفت فالگیر ها میگفتند ک اگر واکسن بزنی پسرت  جن ب بدن آن راه میدهی ومیمیرد 

امیرکبیر ک این حرف را شنید زار زار گریه کرد  وگفت اگر در هرکوچه وخیابان یک مدرسه بود الان فاللگیر ها جایی در این مملکت نداشتند 

  
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2834
2835
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز