من کسی رو ندارم باهاش حرف بزنم وراهنمایی بگیرم الان که تنهام دارم فکر میکنم زندگی واقعی همینه ومن توقع زیادی دارم خصوصیات شوهرم بداخلاق عصبی بددهن خودشیفته هیچ وقت پشتم نبوده اما فقط اسرار داره که من نمک نشناسمو قدرشو نمیدونم انقدر اینطوری میگه بعصی وقتا میگم نکنه واقها من نمک نشناسم شماها از کجا میفهمید شوهراتون دوستون داره اگه مثل شوهر من باشه چی فکر میکنید بهش
شهر خوب کمه؟ چی از شوهرت میخوای خودت براش چکار کردی؟
من همیشه همراهش بودم تو همه سختیا هر چی طلا از خونه بابام اورده بودم دادن بهش سرمایه کرد هر وقت دستش خالی بود هیچ وقت خودمو نباختم نداشتم عرورش بشکنه تو همه مناسبتا وتولد همیشه کادو وجشن گرفتم براش همیشه دوستم داشتم کنارش باشم وبودم۰ اما اون مسافراتاشو با خواهرزاده هاش میره بیشتر وقتاشو با خانوادش میگذرونه حتی امروز که رفت نگفت یه زن جوون تنها یه چیزی لازمش میشه ۱۰ تومن بزارم کف دستش
بخدا هیچی اصلااا منو نمیبینه همیشه منو خرد کرده پیش خانواده ش انگار من اصلااا نیستم هیچ وقت به خواسته هام توجه نمیکنه هیچ وقت نگفتی چیزی لازم داری نداری
مثلا امروز صب پاشد با خواهرزاده ش که ماشین سنگین داره رفت مشهد من راهش انداختم اما چون یهویی اومد گفت داره میره هنگ بودم تا پایین جلو در نرفتم اما خیلی موقع راهیش کردم اما اون گفت نیومدی پایین اب بریزی پشت سرم منم تو فکر این بودم من تنها وبی پول ول کرد رفت نگفت این چند روز چیکار میکنه اما به خودش چیزی نگفتم