بچه ها من یه مدتحدود ۳ _۴ ماه با یه پسری توی یه جا کار میکردم و بعد یه تایمی یه برنامه ای بود که همکارا بیروناز محل کار همو میدیدم و ایشوناونروز خیلی با منمعاشرت کردن و ازم خواستن یه بار دیگه همو بیرون از محل کار ببینیم و منم به خاطر اینکه از همون اول بهش علاقه داشتم و احساس میکردم واقعا تایپمه چه ظاهری چه اخلاقی فورا قبول کردمو بعد حدود ۲ روز ما توی ماشین قرار گذاشتیم و حدود ۱ ساعت از مسائل مختلف صحبت کردیم و توی همونتایمیه اشاره هایی به علاقه به رابطه جنسی کرد اما مناحمق به خاطر علاقه ای که بهش داشتمنادیده گرفتم و خلاصه اومدمخونه و بعد چن روز چت
شروع کرد به فرستادن گیفای مستهجن و درخواست نود.منمهمونجا بهش گفتم من واقعا از اینکار خوشمنمیاد ولی گوش نکرد و ادامه داد و منم بلاکشونکردمبه طوری که تمامراه های ارتباطی بسته شد.( محل کارماصلا امکان ارتباط و صحبت وجود نداشت) تا اینکه ۴ ماه گذشت و ایشونبه واسطه رفیقشوندوباره با من ارتباط برقرار کردن و قول دادن که خودشونو تغییر دادن و بعد چن روز چت چونخودم واقعا تغییرشونو احساس کردم و منه خره احمقمچوندوسش داشتمقبول کردمیه شانس دیگه بهش بدم و یه باره دیگه هموببینیم و خلاصه منو به یه کافه دعوت کردن کهاسمشو زیاد شنیده بودم و مرکز شهر و جای شلوغیمبود ولی وقتی رفتمهیچکس تو کافه نبود و خلاصه من بهشون گفتماینجا همیشه انقد خلوته ؟اونمگف یکمدیگ شلوغ میشه و این داستانا و منم نشستم و حرف زدیم و تو اینتایم واقعا منو جذب خودشون کردن.
بعدش از منخواست بغلشکنمو منمگفتم.اگه واقعا یه بغله و جلوتر از حدتون نمیرین مشکلینداره( اینجام بگممنعاشق بغلم و واقعا اینکه دست رد به بغل کردن بزنم برام کار سختیه )اونمگف اره فقط یه بغل وخلاصه رفتم بغلش و شروع کرد به لمس نواحی حساس بدنم و اون کافه ام ک ما رفته بودیمدو طبقه بود و طبقه دومش هیچکی حتی خدمه همنبود خلاصه من به زور خودمو از بغلش کشیدم بیرون ولی بازم کاره خودشو کرد و دستشو کشید رو اونجایی که نباید:) بعدشم خداروشکررر مامانم زنگ زد منم پیچوندم و فقط فرار کردممم
حالا فقط بگین چجوری اینو بفرستم بره یه جوری که دیگه برنگرده مرتیکه روانیه مریض وای عصبانی شدم😭😭😭