خواب دیدم با عمه رفتیم یجایی یچیزی بخریم یه پیر زنه به من نگاه میکنه میگه تو رو طلسمت کردن بعد منو عمه هرهر میخندیم میگه باور نمیکنی کف دستتو باز کن دستمو باز کردم روی پوستم به عالمه نوشته عربی حک شده نوشته نبودا قشنگ رو پوستم حک شده بود بعد ترسیدیم گفت بیار اون یکی دستمم همون بود گفت بیا ببین اسم خودتم اینجا هست دقیقا گفت یه زنه طلسمت کرده اسم قرآنی داره تو هیچ وقت ازدواج نمیکنی
وایی تو خواب وحشت زده بودم
پاشدم دستامو نگاه کردم دیدم خواب بود
نمیدونم که تعبیرش چیه
اقا من اصلا نه تو فاز ازدواجم نه دعا اصلا یادم نمیوفته چه خوابی بود🫤🫤
خوابو هم نزدیک صبح دیدم چون دقیقا پاشدم نگاه کردم ساعت ۵:۵۶ بود
یذره جون تو خواب وحشت زده بودم ترسیدم راستش