امشب خیر سرمون تو باغیم . بعد غذا پختیم اونم خوراک لوبیا😅
بعد خلاصه قرار شد من و داداشم ظرفارو بشوریم .
ما هم حال نداشتیم بریم کنار اب رفتیم تو دستشویی بشوریم🤣🤣🤣🤣 از اونا که هم حمام و هم دستشویی کنار سنگ تخلی دوش اب هم هست . بعد اولش یکی از بشقاب ها غذاش نیمه خورده بود چند تا لوبیا و یکم رب تهش بود . منم ریختم تو کاسه روشور و همزمان ظرف رو کف مال کردم 🤣🤣🤣
بعد دیدم کل روشور نارنجی شده نگو لوبیا ها ته اونجا گیر کرده بودن و نمیزاشتن اب رد بشه🤣🤣🤣
منم برداشتم با قاشق لوبیا هارو در اوردم ریختم اونور بعد قاشق رو شستم داداشم داداشم اون از دستش افتاد سر خورد و خورد و خورد تا رفت از چاه خلا پایین🤣🤣🤣🤣🤣🤣 عین اسکلا
بعد یکی زدم تو سرش گفتم حالا اینو یکی ببینه میگه کی قاشق دفع کرده😆😇😆
بعد دیدم نمیشه فضای روشور کمه . برداشتم دوش رو باز کردم دیدم شااااااررررر همه ابا ریخت روم خیس خیس شدم 🤣🤣🤣🤣
داداش نامردم هرهر میخندید میگفت حقته
بعد کلاصه بقیه ظرفارو با اب دوش شستم کل فضای دستشویی پر لوبیا و رب شد🤣
رفتیم پیش بقیه گفتن چیکار کردین شما؟؟؟؟؟؟
انقدر میخندیدم نمیتونستم حرف بزنم . رفتن دستشویی رو دیدن گفتن دیگه تا اخر عمرمون خوراک لوبیا نمیخوریم