یه دیالوگ غمگین هست که میگه :"کاری نکن ازت متنفر بشم ، دوست داشتنت ب اندازه کافی دردناک هست ... موقع جدایی بهش بگید خوشحالم که حداقل سایه تاریک زندگی تو نشدم ، باشد که خاکسترم محرابِ ققنوس نجات یافته ی تو باشد . و در نهایت کسی قلبت را میشکند که به او گفته بودی از شکسته شدن خسته ای ... کدوم بدتره ؟ زندگی کردن مثل یه هیولا ..،، یا مردن مثله یه انسان خوب ...و چقد ترسیده بودی زمانی که از خودم به خودم پناه آورده بودی ... شبیه کسایی که بهت آسیب زدن نشو ، شبیه کسایی شو که کمکت کردن بهتر شی ....
بعد از رکوع سجده و بعد از قیام از دور -هر شب دو زانو میزنم با احترام از دور-دستی به روی سینه دیتی به یوی تو -وروی لبم گل میکند اقا سلام از دور السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا المرتضی
بعد از رکوع سجده و بعد از قیام از دور -هر شب دو زانو میزنم با احترام از دور-دستی به روی سینه دیتی به یوی تو -وروی لبم گل میکند اقا سلام از دور السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا المرتضی
بعد از رکوع سجده و بعد از قیام از دور -هر شب دو زانو میزنم با احترام از دور-دستی به روی سینه دیتی به یوی تو -وروی لبم گل میکند اقا سلام از دور السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا المرتضی