خیلی قشنگ بود داستانش منکه باور کردم حداقل تاپیکش پر از حس قشنگی بود خیلی احساساتی شدم حیف موقع تاپیک اصلیش ندیدم هی تاپکیای دیگه ش میرفتم بلکه بتونم نظر بدم بسته بود تاپیکاش
گفتم تاپیک بزنم بگم خیلی قشنگه و اینکه هر جا حرفاتو پیش هر کی بگی یکی ممکنه نظر مثبت بده یا اصلا منفی ولی خوب راهنمایی کنه یکی هم ممکنه کلا بزنه حس تو خراب کنه خوشم اومد از نظرات خوب استفاده کرد کلا به حرف همه نبود حرفاشو سنجیده میزد به عشقش لطفا گند نزن به عشقتون بخاطر حرف چند نفر جو گیر نشو من یه عشق یک طرفه داشتم ینی نمیدونم اونم دوستم داشت یا ن ولی پیش دخترای فامیل گفتم هر کی یجوری منصرفم کرد کاش هیچوقت نمیکفتم لااقل تو قلبم نگهش میداشتم البته دیگه ازدواج کردم ولی بهترین دوران زندگیم بود میدیدمش چشام برق میزد تا حالا کسی رو اینجوری نمیخواستم خواستگارای زیادیم داشتم ک رد میکردم دیگه گفتم اگه اونم میخواست پا پیش میذاشت دوست صمیمی داداشم بود هر روز میدیمش از دور انگار اونم با چشاش باهام حرف میزد البته به بهانه های مختلف خونه مون زنگ میزد ولی من مثل دخترای دیگه عقل نداشتم زنگ میزد کولی بازی درمیاوردم بلد نبودم ولی فک میکردم حتما اونم حس داره بهم ولی باز میگفتم اگه اونم میخواست یه قدمی برمیداشت شایدم چون با داداشم مثل داداش بود نتونست بیاد جلو نمیدونم ولی با داستان سیما خیلی گریه کردم خیلی حس قشنگیه عاشق چشاش باشی نه ک بگم چشم من یا چشم تون قشنگه وقتی عاشق چشاش باشی چشات قلبی میشه هی به سیما میگن عکس چشاتو بفرست بابا حتما قرار نیست چش درشت و مژه بادبزنی باشه هرچیم هست به چشم عشقش قشنگه مثلا میگفتم چشاشو دوست دارم دخترا میگفتن چشاشش ک ریزه میگفتم ساعت خیلی به دستش میاد بهم میخندیدن عاشق جز به جزء ش بودم 😍🫠