2777
2789
عنوان

ترجمه زخم

10 بازدید | 0 پست

نازنین زخمی من! نامه‌ات را که بر پر سیمرغ نوشته بودی خواندم و از ییلاقات اساطیری‌اش لذت بردم. پس از مدت‌های مدیدی که از هجرت مژگان تو می‌گذرد و من دیگر کم‌کم از زیارت آوازت قطع حنجره کرده بودم، احساس می‌کنم هنوز خاطره درختی در رؤیای بیابان‌ها به چشم می‌خورد. مثل مرگ، خوشحالم کردی! خبر فوت ناگهانی قلب تو غیرمنتظره بود. راستش را بخواهی من دیگر مجنون این وادی‌ها نیستم و از لب‌های خشک من تکلم چنین جنگلی برنمی‌آید. من پیرارسال دچار وفور تنهایی شدم

احمدعزیزی

عشق چه آسمانی باشد چه زمینی، عاقبتش به طرف خداست.
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843
2834
2835
2108