خیلی خونده بودم هرچی نمونه سوال از گوگل میدیدم بلد بودم حل کنم خیلی تلاش کردم ولی امتحانمو گند زدم آخه چرااااااا 😭😭بعد امتحان نمیتونستن راه برم پاهام به شدت درد گرفته بود کلا مریض شده بودم انگار داشتم بالا میآوردم الانم تازه از خواب بیدار شدم دوباره یادم امد
دیگه روم نمیشه از ترم دوم برم مدرسه تو چشم این معلمم نگاه کنم
حضوری با رفتارت شخصیتت رو میسنجند مجازی هم با پست و کامنتت
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
به ما گفته بودن کلا ترم دوم که نهاییه فقط نمره ی برگه تو کنکور تاثیر داره از هر لحاظ بگیم منطقیه چون یه معلم مستمر رو الکی ۲۰ میده یکی دیگه کم میده کلا اون برگه ای که همه ازش امتحان میدن مهمه اینطوری که باید میرفتیم بمیریم😭
حضوری با رفتارت شخصیتت رو میسنجند مجازی هم با پست و کامنتت
من سال اخر اولین امتحانم فیزیک بود گندددد زدم بدنم سر میشد از فکر بهش
ولی بقیه رو 20 شدم
بقیه رو بخون خوب
از گوگل هم چیزی نخون
کتابو بخونی یا نمونه سوال خود دبیرا بهتره
اگر نهاییه کتابای اسفندیاری بخون
درزندگی من،عزیزی با رفتنش، شوق تمام امدن ها را تا ابد از من گرفت-نمیتونم وانمود کنم هیچ اتفاقی نیفتاده، وقتی بخش بزرگی از زندگیم به یه دلتنگی عمیق تبدیل شده، آدما قصه عاشقانه خودشون رو دارن که برای نوشتنش همه کار کردن، کی میدونه هر کدوم از ما برای دلبسته کردن اونیکی چقدر تلاش کرده، کی میدونه کدوم یکی از ما قلبش اول لرزیده؟ کی میدونه چند بار از شنیدن اسممون با صدای همدیگه دلمون ریخته؟ ما یه روز به خودمون اومدیم و دیدیم یه چیزایی بینمون عوض شده، حالا دلمون تند تند برای همدیگه تنگ میشه، بارون که میزنه بیشتر بهم فکر میکنیم، پاییز که میاد یه جور دیگه ای دیوونه هم میشیم.کی میدونه اولین باری که حس کردیم همدیگه رو دوست داریم چند شب نخوابیدیم؟ کی میدونه توی اولین دیدار چند ثانیه به هم خیره شدیم و پلک نزدیم، کی میدونه کی زیر قولمون زدیم و همدیگه رو فراموش کردیم.من نمیدونم کجایی و روزات رو چطور سر میکنی، نمیدونم دلت برای کی تنگ میشه و با چه خاطراتی زندگی میکنی، اما میدونم که یه قصه عاشقانه همیشه عاشقانه ست، حتی اگه آدماش باهم غریبه شده باشن.چشمت رو ببند و گوش کن! یکی بود یکی نبود، ما یه روزی عاشق هم بودیم.به من میگه بجنگ! کجای من به سربازها میخوره؟ آدم که جنگجو نیست، برای همهچیز بجنگه. آدم، آدمه. بغل نشه، پوست تنش از غم تجزیه میشه.غرق شدن تایتانیک برای خرچنگهای زنده ای که تو آشپزخونه ی کشتی بودن یه معجزه بود، همون قدر محال ... همون قدر غیر ممکن ...