2777
2789

۱۵ سال عینک می‌زدم، صبح‌ها دنبال عینک می‌گشتم، تو مهمونی‌ها نگران خط عینک بودم و آرایش چشمم درست درنمی‌اومد… 🥺

واقعاً خسته شده بودم! 😩💔

تا اینکه پیش دکتر کیوان رضایی تو بیمارستان نور لیزیک کردم 💕

عملش انقدر ساده و راحت بود که خودم تعجب کردم! فقط چند دقیقه طول کشید و اصلاً درد نداشت 😍

الان بعد از ۱۵ سال، بدون عینک بیدار می‌شم، راحت آرایش می‌کنم، با بچه‌ها بازی می‌کنم و تو هر عکسی احساس زیبایی و آزادی می‌کنم ✨💖

واقعاً بهترین تصمیم زندگیم بود.

گفتم اگر کسی عینکی هست و دنبال دکتر میگرده از اینجا میتونه باهاشون مشاوره بگیره

عاشق نشدن که البته من قسمت قبل از جایی دیدم که با زیور حرف میزد 

چرا امروز رهی خواستگاری کرد زیورو ولی آقاجون گفت نمیشه ولی گفت تو نامحرمی به دخترای من من که کامل نگاه نکردم گیج شدم

چرا امروز رهی خواستگاری کرد زیورو ولی آقاجون گفت نمیشه ولی گفت تو نامحرمی به دخترای من من که کامل نگ ...

الیته عاشق هم شدند که خب تو بچگی قبل از اینکه بفهمند مح م همند عاَشق هم شدند الانم که اوس حسین آستارا تو بلاتکلیفی گذاشته که نمیدونند بالاخره به هم‌محرم هستند یانه.

اون دو تا دختر که توی قسمت دیشب بزرگ شدن ، خاله ی رهی هستن

رهی پسر دختر بزرگ حسین محجوب هستش که با حمیدرضا بهادری ازدواج کرده

اما چون حسین محجوب مادر رهی رو از خونه بیرون کرده و پدرش هم که میشه حمیدرضا بهادری رو ، مادر حمید رضا طرد کرده و ظاهرا اینا هر دو مردن ، رهی توسط اردکانی ها بزرگ شد تا اونجا که اردکانی همون امیر آقایی مرد و رفت پیش بهادری ها

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792