2789
عنوان

درد دل

27 بازدید | 2 پست

سلام دوستان خوبید 

دیروز مادرشوهرم به شوهر گفته بود عکسایی که گرفتید بیارید ببینم 

ماهم عکسایی که گرفتیم واسه عکس البومیه و چندتا هم کوچیکشو دادن که به هرکی خواستم بدم 

یهو دیدم مادرشوهرم میگه من ۳تا برداشتم درحالی که اصلا بچمو اونقدرا دوس نداره چون هم شلوغه هم خیلی زبون داره خوشش نمیاد 

اینم بگم ی مدته به مامانم حسادت میکنه فکر کرده بود الان من ب مامانم چندتا عکس دادم ک اونم اونجوری گفت یا چندوقت پیش مامانمینا خونشون بهم نزدیکه بعدم خیلی باهاشون راحتم خونم اگ شلوغ یا کثیف باشه پیششون راحتم ی لحظه اومدن. واسه تولد بچم این فیلمو دید حسادت کرد یا خیلی چیزای دیگه فکر میکنه خانواده من هرروز خونه منن بخدا سالی ی بار ب زور میان واسه شام 

ببین منو منم گیر افتاد بین ی عده فامیل شوهر ک هیچی نمیفهمن و تو عذابم بخدا تو جهنمم هر شب فکر میکنم چجوری خلاص شم ولی اخرش بجایی نمیرسم  واس این چیزای کوچیک خودت و عذاب نده بزار فک کنخ هر روز و شب خونه شمان

ببین منو منم گیر افتاد بین ی عده فامیل شوهر ک هیچی نمیفهمن و تو عذابم بخدا تو جهنمم هر شب فکر میکنم ...

اخه زور داره واسه آدم بخدا هرچی داریم از کمکای اوناس

نی‌نی سایتی‌های عزیز


دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟


توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...


به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷   مشاهده: 



ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2791
2779
2792