مهرماه یه موقعیت کاری خوب تو بهترین آتلیه عکاسی شهرمون برام پیش اومد
همون دو روز اول کار افتاد تو پریودیم حالم بد بود
بعد صاحب آتلیه دیگه بهم نگفت بیام
چون خوب کار نکردم
تو دوران پریودیم بوود من دستیار عکاس بودم
قرار بودد اگه اوکی باشم استخدام بشم به عنوان عکاس
بعد روز دوم پروژه ودینگ عاشق فیلم بردار شدم
شاید عجیب باشه واستون با یه نگا عاشقش شدم البته کسی متوجه نشد که ازش خوشم اومد
خلاصه پریودی و عاشق شدن باعث شد کارمو از دست بدم
الان همش یادم میاد حسرت میخورم
و از طرفی دوست دارم دوباره اونو ببینم
وقتی استوری میزارن که سر پروژه عروسین دیونه میشم از حسادت
خیلی ناراحتم از دست دادمش
😭🤧😔
خدا فقط یه بار نگا میکنه به آدم