پسرم؛ بزرگ مردِ کوچکِ من...تو بهترین هدیه خدا و زیباترین ثمره ی عشق مایی، من و بابایی بی صبرانه منتظرِ گرفتن دستای کوچولوتیم👨👩👧 خدایا بزرگترین سرمایه های زندگیم؛ همسرم و کوچولومون رو همیشه به تو میسپارم مواظب عزیزترینام باش❤🥰
خانما من از این تدی ها خریدم رنگ سفیدشو بنظرتون فردا ک رفتیم خونه برادرشوهرم میتونم بپوشمش؟؟
اینم بگم ک برادرشوهرم طبقه ی پایین خونمونن
15سالم بــود ک عاشقت شدم ،با حرفات خامم کردی و عقل از سرن پروندی ،دیگ هیچی برام مهـــم نبود(ن آبروی پدر ن مادر)،همه ی زندگیم تو شــده بودی،خونوادم مخالفت کردن و من تو رو انتخاب کردم حتی حاضر شدم بخاطرت آبروی بابامو ببرم،همه چی ب خوبی پیش رف خونوادمم قبولت کردن روز جشن فرا رسید و من بخاطر آرایشگری ک تو انتخاب کردی بعد 6 روز از عقدمون یه سیلی خوردم،اونروز پیش همه حتی غریبه ها هم خورد شدم،از اونروز ب بعد دیگ هیچی مث قبل نشد،من بجای روزای خوش،روزای بد زندگیمو گذروندم،بخاطر حـــرفات،مـادرت منو تحقیر کرد پیش عروس داییم،از اونروز دیگ خیلی پیر شدم دیگ همون دختری نشدم ک بقیه میشناختن شدم یه دختر سرد و بی احساس،دلم شد مث سنگ الانم ک 20 سالمه وقتی بهم نگا میکنن فک میکنن من یه زن 30 سالم