2777
2789
عنوان

ماه در قتلگاه

64 بازدید | 2 پست

"ماه " در قتلگاه



تا به حال چنین جمعیتی ندیده بودم  از کوچک و بزرگ ،زن و مرد ،پیر و جوان ،

سیاه و سفید

سینه زنان و رخت عزا برتن

جمعیت مانند سیلی عظیم به پیشه میرفت تا به دریایی از انسان مبدل شد و تو مانند نگینی در میان این دریا می درخشیدی


سالها منتظر مانده بودم که ببینم  و حالا نظاره گر عزایی در خور غریبی ت  بودم

نوحه خوان با صدایی حزین از سوز دل می خواند


آه از آن لحظه ای که با تن چاک چاک

نهادی ای تشنه لب صورت خود روی خاک



به صدها سال پیش  بازگشتم

صحرای نینوا   گودال قتلگاه  عاشورای سال  شصت و یک هجری قمری


چند خیمه کوچک در یک طرف  گودالی در میان    و صدها خیمه رنگارنگ در سویی دیگر

زنی در خیمه گاه با نگرانی هر لحظه سرش را از خیمه بیرون می اورد و نگاهی  به دور دست می انداخت و دوباره به خیمه باز می گشت

ولی این بار با صدای هلهله وشادی که از دور به گوش می رسید با عجله بیرون امد


اسبی سفید که قرمزی خون تنش را به صحرایی پر از لاله های آتشین  مبدل کرده بود  شیهه کنان به سوی خیمه گاه می تاخت

زن با دیدن اسب بدون سوار  سراسیمه شروع به دویدن کرد


از طرف خیمه های رنگارنگ نیز مردی سرخ مو سوار بر اسب شروع به تاخت کرد

در میان گودال  مردی با زخمهایی زیادی بر پیکر و لباسی کهنه برتن  به شمشیرش که در زمین فرو کرده بود    تکیه داده بود

چشم انتظار  به طرف خیمه های کوچک رو کرده بود


سوار خود را به نزدیکی گودالی که در محاصره  سربازان  بود  رساند  نگاهی به مرد زخمی انداخت و خنده ای دیوانه وار سر داد

زن به نزدیکی گودال رسید  روی تلی از خاک رفت تا بهتر ببیند

سوار سرخ مو  از اسب پیاده شد و از سراشیبی گودال به پایین رفت


آه از نهاد زن بر آمد و با دو دست بر سینه کوبید "ماه " را در میان گودال دید


سوار سرخ مو  مرد زخمی را روی زمین انداخت و روی سینه اش نشست


زانوان زن دیگر تحمل نیاوردند و او روی تل خاک نشست


سوار خنجر از نیام کشید

زن آه بلندی از سینه بیرون داد


سوار چشم در چشم مرد زخمی دوخت  

برق چشمان‌ مرد زخمی  ترس را در جانش انداخت  از روی سینه مرد برخاست


زن نیم خیز شد  جرقه امید قلبش را  به طپش انداخت  جانم به فدای تو ای  پسر مادرم


سوار از قفا خنجر را بر گلوی مرد زخمی نهاد


آه از نهاد زن برآمد   خنجر را روی گلوی ماه دید  و معجر از سر برداشت


صدای نوحه خوان اوج گرفت


او می برید و من می بریدم

او از حسین سر من غیر او دل


کاش آن روز  آخرین روز دنیا بود   کاش تاریک و خاموش می شدم  همان گونه که در کتاب آسمانی ش وعده داده شده


اذا الشمس کورت

آدم ها آمده اند که روزی بروند پس خاطره خوبی از خودت به جا بگذار

من ساکن تهرانم کالسکه شیر ساز و کل چیز های کوچولوم رو از اپ بی‌بی لایف سفارش دادم. راستش اولش برای خرید اینترنتی سیسمونی یکم حساس بودم، مخصوصاً از بابت اصل بودن جنس‌ها، ولی وقتی سفارشم رسید واقعاً خیالم راحت شد 😊

همه چیز دقیقاً همون چیزی بود که توی سایت دیده بودم، بسته‌بندی خیلی مرتب بود و ارسال هم سریع انجام شد. از پشتیبانی هم هر سوالی داشتم خیلی خوب راهنماییم کردن.

در کل تجربه خرید خیلی خوبی داشتم و چیزی که بیشتر از همه برام مهم بود این بود که محصولات اصل و اورجینال بودن. حتماً برای خریدهای بعدی هم دوباره از بی‌بی لایف سفارش می‌دم 💜👶🏻

https://babylifeshiraz.com/app/

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2843
2834
2835
2108