من پُرم از خاطرات و قصه های کودکی
این که روباهی چگونه می فریبد زاغکی
قصه ی افتادن دندان شیری از هُما
لاک پشت و تکه چوب و فکرهای اُردکی
قصه ی گاو حسن دارا و سارا و امین
روز بارانی کتاب خیس کُبری طِفلکی
تیله بازی درحیاط و کوچه و فرشِ اتاق
بر سر کبریت و سکه یا که درب تَشتکی
چای والفجر و سماور نفتی کنجِ اتاق
مادرم هرگز نیاورد استکان بی نعلبکی
سکه ها و پول هایم ثروت آن دوره ام
جمع می شد اندک اندک در درون قُلکی
داستان نوک طلا با مخمل و مادربزرگ
در دهی زیبا که زخمی گشته بچه لَک لَکی