بابام و داداشمم قاطی قضیه شدن و زنگ زدم شوهرم برو پرینت بگیر بیار اونم چون قبلا هم مامانم ازین بحثا باهام کرده بود خیلی عصبی شده بود با پرینت اومد و همه چیو ثابت کرد و حساب گتاب اینکه چقدر پول دستشه هم کرد و گفت الان واقعا دستم تنگه ولی همین ک پول دستم بیاد همشو میدم بهتون.
این وسط من سیزده تومن دست بابام پول دارم که نمیده هر چی میگم...منم رفته بودم قیمت وسایلی که خریده بودم تو یه دفتر دیگه جمعا حدود هشت تومن زده بودم روش. مامانمم رفته بوده قبلا اتاقمو زیرو رو کرده و دفتر اصلی و دفتری ک قیمت بالاتره رو پیدا کرده و اصلی هارو برای خودش یجا نوشته بوده. روزی ک شوهرم اومد حساب کتاب کرد بعد تموم شدن همه چی رفت دفتر رو اورد گفت این رفته قیمتارو بالا نوشته که یه پول اضافی ازمون بکنه و مثلا شوهرم کمتر بهشون پول بده. ولی شوهرم متقاعدش کرد که همچین چیزی نیست منم گفتم خودت میدونستس که تو یه دفنر قیمت هارو بالاتر نوشتم تا بعنوان سیاهه جهیزیه مبلغ جهیزیه ام پیش خانوادش بیشتر معلوم شه.
ولی میدونم قبول نکردن و همچنان مارو دزد دارن.
از طرفی مادرشوهرم گفت چند روز پیش مامانت اومده همینا و غیرمستقیم گفته و گفته برن خریداشونو تموم کنن برن خیلی تو عقدن و فلان...