با یه اقایی چن ماه تو اشنایی بودیم حدود ۳ ماه من این مدت زیاد صمیمی برخورد نمیکردم و جواب قطعی ندادم ولی اون خودشو وعده کرده بود
بعد این بین پدرش که مریض بود فوت کرد و من بنا به دلایلی که تو تاپیک قبلی گفتم تموم کردم همه چیو
بعد ایشون گف تعلل تو باعث شد پدرم ازدواجمو نبینه و فرصتهامو گرفتی و اینا مگه اشنایی واسه همین نیس که دو طرف ببینن میتونن باهم باشن یا تع؟
اگه همه چی اوکی بود که دیگه اشنایی لازم نبود همون اول عقد میکردن همه
نظرتون چیه