2777
2789
عنوان

دخالت پدر مار

87 بازدید | 1 پست

سلام خانوما من با پدر مادرم زندگی میکنم یعنی بنا به شرایطی از پدر بچه‌ام جدا زندگی میکنم و پیش پدر مادرم هستم و خیلی هم باهام مشکل دارن و منم متقابلا مشکل دارم باهاشون.از همون مجردیام همینجوری بود وضع.الانم مجردم با پدر بچه صیغه بودم ک تمام شد و الانم زندانه واسه درگیری حالا خلاصه بگم من خودم مشکلات روحی داشتم و این بچه هم اومد تو زندگیمون زیر دست منه ردی.خلاصه بگم همکار واس بچم میکنم با اینکه خودم ندارم بخورم ولی براش همچی فراهم میکنم حالا هرطور شده... از روروئک و دوچرخه گریر و همه نو اسباب بازی و روزی ۲ بار بیرون ببرمشو همه اینا فراهمه براش با اینکه تنهام و پدرش نیست...اما تا ی روزی به خودم اختصاص میدم میرم بیرون و بعد ۲ ۳ ساعت میام خونه بابا مامانم باهام لح افتادن و بحث دارن باهام ک بچه گریه کرد و تو چ مادری ههستیو این حرفا یعینچنی ی کارایی میکنم ک من واقعا فکر میکنم مادر خوبی نیستم...واقعا این حس عذاب وژدانی ک بهم میدم واسم دردناکه



مامان بابای منم همینن. بچه که بودم کتکم میزدن دعوام میکردن غذا بهم نمیدادن برام لباس نمیخریدن دوسم نداشتن. الان که من بچه دار شدم بهم میگن بهترین غذا رو برای بچت درست کن گرونترین لباس رو براش بخر حتی موقعی که بچم چهار دست و پا راه می رفت بهم میگفتن بغلش کن نزار چهار دست و پا بره پاهاش زخم میشه. هی میخوام بهشون بگم شما که اینقد مهربونید چرا واسه خودم مهربون نبودید باز میگم ولش کن.

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2839
2840
2834
2835
2108