یه وقتایی میگردن دنبالت ولی پیدات نمیکنم
اولین تاپیکت رو خوندم همون بود که شوهرت ورزشکار بود و خیلی غدا میخوزد رفتم بقیه هم خوندم
گفتم افرین ب ارادت منم کمک کنه از این جهنم بیام بیرون
بالاخره تصمیم رو گرفتم و تاپیک هات یه گوشه ای از مغزم مونده بود و هولم میداد جلو و میگفت (نگران نباش همه چیز درست میشه)