رنج یه جورایی چاشنی تمام روزها و لحظات زندگی تمام ساکنان زمینه.
حتی وقتایی که از شادی و رضایت داریم قهقهه میزنیم، یه گوشهای وایساده و نگاهمون میکنه. دقیقاً همون وقتایی که در اوج خنده، قلبمون مهآلود میشه، دقیقاً همون موقعست که ناخواسته نگاهمون به نگاهش گره خورده.
اگه شبهایی بوده که از رنج گریه کردی و نخوابیدی،
و روزهایی بوده که زندگی روی بدش رو بهت نشون داده،
و از شدت اندوه نفست بالا نیومده و تمام بدنت لرزیده،
و با تمام توان دَویدی و نرسیدی،
بدون که توی این دنیا تنها نیستی.
بدون که توی این دنیا به تعداد کل ساکنان کرهی زمین انسانهایی هستن که رنج، مثلِ تو، عمیقترین و البته با ارزشترین تجربهی زیستشونه،
و ریسمانِ نامرئی رنج، قلبهای مارو خواه یا ناخواه به هم گره زده ...
ایمان داشته باش که،
رنجهات تو رو بزرگ کردن،
تو رو با ارزش کردن،
و تو با رنجهات عزیزترین آفریدهی خدایی. 🤍