من از بعد ازدواجم همیشه خونه پدر بزرگ شوهرم جمع میشدیم و شب تولد مادر شوهرمه و بخاطر حرفا و کارایی که ازشون دیدم ازشون خیلی ناراحت و دل سرد هستم و مادرم گفت شب یلدا همه خواهر برادرا بیایید اینجا، به شوهرمم گفتم من شب یلدا خونه مادرمم
اون یکی خواهرمم، شوهرش میره خونه مادرش
اونم گفت میاد خونه مامانم.