من همراه اجیم رفتم برای زایمانش از وقتی بردنش من گریه کردم تا ساعت 10 ک زایمان کرد بعدشم ک صدام زدن برو بچه رو ببین همینجوری گریه میکردم و اجیمو محکم بغل کردم و گریه میکردم بعدشم بچشو بهم دادن یازم گریه میکردم دلم برای بچش میسوخت😂😂😂😂 نمیدوتم چرا
خیلی دوستش دارم اخه
اما از شهریور باهام قهره🥺دلتنگ خودش و بچه شیطونشم🥺