قرار بود من دوستم و اون و دوستش بیان من کلا آدم آن تایمی ام قرارمون ۵ تا ۷ بود
من ۵ رسیدم کافه بعد دوستم گفت ۱۰ دیقه دیگه میرسه من اومدم یکم داخل پاساژو گشتم بعد دوستم گفت بیا اول ما نریم اونا برسن خلاصه ما تا ۵ و ۴۰ اینا گشتیم و آقا نه زنگی زده بود ن چیزی بعد ما رفتیم کافه ام نبودن من بش پیام دادم که اگ نمیاین ما سفارشمونو میدیدم جواب نداد بعد زنگ زدم ل من میگم تو اینستا پیام دادم همون ۵ تازه پیام داده ک سلام کجایی ک ۵ تازه راه بیفته خب ما قرارمون پنج بود بعد گفت الان راه میفتیم من گفتم الان دوستم خیلی جلومو گرف که نرینم بش حالا ما تا ۶ و ربع منتظر بودیم من زنگ زدم کجایی میگه تو ترافیک گیر کردم میگم کی میرسی گفت ۲۰ دیقه دیگ خب من باید ۸ خونه میبودم منم دخترم تا نصفه های نمیتونم بیرون بمونم ک بعد خلاصه من ریدم بش اون میگفت خب به خونه بگو ۱ ساعت دیگه هم بمون بعد برو خب الان من بخاطر تو موندم پشت ترافیک منم گفتم خب اگ زودتر میومدی الان رسیده بودی بعد ب من میگه خب آدم دیت اول ی پیامی میده وقتی رسیدم😐 وا خب ما دیشب ی عالمه هماهنگ کرده بودیم بعد من خب نتم کار نمیکرد میتونس زنگ بزنه ینی براش اهمیتی نداشته ک بیاد یا ن دیگه وگرنه زنگ میزد خلاصه من ریدم بش وسط پاساژ داد و بیداد و بعد قط کرد بنظرم الان مساوی شدیم اون منو معطل گذاش منم اونو تو ترافیک نگه داشتم وای از این ناراحتم ک تموم شد ، این آدم من ۴ ماه باهاشم و ما هر روز جنگ و دعوا داشتیم چون اون ی اخلاق عصبانی طوری داره و اینجور حرفا ولی من باش کنار میومدم الانم شمارشو پاک کردم و انفالوش کردم ولی خیلی دلم میخاد ک پیام بده ولی اینکارو نمیکنه🥲💔 از اینکه تموم شد ناراحتم نه از کاری که کردم