بچه ها من خیلی بگوشی و اینچیزا واردم قبلا همسرم چندباری خطا کرد و مچشو گرفتم با پرینت و ضبط مکالمه واینا
وتامرز طلاق رفتیم و بخشیدمش چون بچه داشتم و شوهرمم دوستم داشت و مرد خوبی بود مشکلش این کارش بود ک من بخشیدم و دیگ چیزی ندیدم والانم زندگیمون در ارامش کامل خلاصه شوهرم یه مشکل اداری براش پیش اومده بود زنگ زد به پسر عموش ک دفتر پیشخوان داره گفت واسم پرینت تماسامو بگیر و پسرعمشم بش گف ایرانسل من ونصب کن و پرینت بگیر خلاصه شوهرمم گفت اره یادم انداختی من خانمم اونقد ماشالله باهوشه وتیز هوشه تواین مسائل ک حد نداره دستم بود استخدامش میکردم تو اطلاعات از بس که باهوشه چندباری اشتباه کردم قشنگ درشون اورد خلاصه داشت تعریف میکردولی تو اینجا ک گفت اشتباهمو دراورد حرف بدی بودو حسم بدشد بهش گفتم چرا اینطور گفتی زشته کوچیک میشی تو چشم مردم اونم یهو حرفو عوض کرد گف نه بابا اینطور نگفتم
به پسرعمه کگفتم خانمم بلده اونم گف حتما خطا کردی و اینا بهش گفتم نه بابا خانمم باهوشه و زرنگه خلاصه حرفو عوض کرد این قضیه مال دو روز پیشه
خیلی اعصابم داغونع و دلم میخواد بشورمش وبهش بگم افتخار نیست ک بخوای پیش پسرعمت بگی اشتباه کردی یانکردی فقط شخصیت خودتوکوچیک میکنی و منم دیگ دلم نخواد باتو جلو مردم ظاهرشم منم غروردارم
نمیدونم اینارو بهش بگم بنظرتون یا بیخیال شم؟؟؟