نامزد که بودیم فهمیدم ۶ ماه معتاد تریاک شد
قول داد کنار گذاشت و تونست بخشیدم…
عقد که کردیم توی گوشیش دیدم تفریح با دوستاش که رفته بود داشت میکشید…
همون شب ولش کردم رفتم خونه مادرم و جوابش ندادم گفتم طلاق میگیرم گفت تفریحی بود
و یک هفته باهاش حرف نزدم گفتم بریم تعهد و حق طلاق همه چی میخوام گفته بود باشه .. اما اشتی که کردیم من خر فراموش کردم
امروز هم یک سال بعد عروسی توی جیبش تریاک دیدم…
هیچی نمیخوام بهش بگم بی حسم بچه هم نداریم
شاغلم هستم
میخوام فقط طلا دست دو بگیرم قایمکی بردارم و روزی که تونستم مستقل بشم ولش کنم برم…..
اینم بگم بعد از ۶ سال دوستی و داستان آشقانه ازدواج کردیم مثلا
هیچ بدی ازش ندیدم و منو میپرسته خوشبختم هستیم
اما توی این زندگی دیگه نمیمونم ….