از بعد بچه دار شدن
بخاطر دیدن نوه
و اینکه من هفته یبار میرم اونجا
ناراحته انگار
و با من بعد چند سال خوب بودن
بد صحبت میکنه و ناراحتم میکنه
همیشه بخاطر اون میرفتم تو خونشون
چون مادرشوهرم کلا برام خط خورده
الان حس دو دلی دارم
چون پدر شوهرم ۹۰ سالشه
و شوهرمم خیلی دوسش دارم
میترسم که اگه نرم دیگه اونجا بعد مرگش
شوهرم همیشه ازم ناراحت بمونه