با ذوق و شوق ازتون استقبال میکنه
همیشه یه غذایی برای خوردن تو یخچالش داره
همیشه دسرا و غذاهای رنگی و خوشمزه میپزه
هر موقع ازش میخواید حاضر میشه و باهاتون میره بازار
برااش مهمه که تمیز و اراسته باشید
وقتی تلفنی باهاش حرف میزنید ، زود گوشی رو قطع نمیکنه
سرش هر لحظه تو گوشی نیست و با غریبه ها گرم نمیگیره
یه چایی میریره و باسلوق میزاره تو طرف میاد پیشتون میشینه و باهم حرف میزنید .
چرا مامانا اینجوری شدن ؟ یا مامان من اینجوریه ؟!! میگفتیم بعد ازدواج کردن من ، عین مامانای دیگه میشه ولی اینطوری نشد . من خیلی احساس تنهایی میکنم تک دخترم ، زن داداشم ندارم ، خونه فامیلم مگه چقدر میشه رفت ، دوستم ندارم زیاد .
من یادمه همیشه بخااطر شاغل بودنش هبچوقت غذای گرم نداستیم که تا از مدرسه مبام بخورم ، سالی فقط دوبار میرفنیم بازار اونم شهریور و عید ، هیچوقت نمیرفتیم مهمونی