۲ سال پیش بایه پسر به درد نخور ازهمه لحاظ دوست بود چندباراومدن خواستگاری اما بابام قبول نکردبعدم پسره رفت باکس دیگه ای ازدواج کرد
پسره بایه زن شوهردار رفیق بوده که شوهره میفهمه وکل داراییش رو میده به زنه وزنه رو طلاق میده
حالا نمیدونم این وسط چطوری خواهره من با شوهره زنه که زنشو طلاق داده رابطه برقرارکرده وقرارازدواج گذاشتن حتی شوهره اون زنه یه ادم معتبرفرستاده که با، بابام صحبت کنن وبیان خواستگاری که بابام بهشون گفته من اصلا دختر ندارم
حالا خواهرم گیرداده که میخواد با اون یارو ازدواج کنه واگه بابام نذاره قرص برنج میخوره وزبونم لال خودشو میکشه
شما بگین من این وسط به عنوان خواهر بزرگتر چه غلطی کنم